ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

374

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )

او را بشكستند و بليق هزيمت شد و مردمش كشته شدند و اعراب ] [ 1 ] همه نواحى غارت كردند ، و به راه سامره كاروانى ببردند به مبلغ دويست هزار دينار [ 2 ] و روز [ ى پس از ] عيد [ گوسفندكشان ] [ 3 ] سامره فراز گرفتند . [ سال سيصد و شانزده تا سال سيصد و نوزده ] سال سيصد و شانزده مردم قصر ابن هبيره [ 4 ] ببغداد آمدند و فرياد كردند اندر بازار ، و غوغا [ در ] شهر برخاستند و عامه با ايشان و [ ان ] مستغل [ 5 ] كه برابر مجلس مقتدر بود ، بسوختند و [ ان ] قبه [ كه آنجاى بود ] و سوى ديوان [ بادوريا ] شدند و همه كيسهاء دفتر عالم [ 6 ] كه خاندان خلفا را بود از عهد سفاح همه بسوختند ، و فرياد مىكردند ، و مىگريستند و از سراى خلافت با ايشان متفق شدند از سستى كار ، و پيلان را بدر سراى آوردند لاغر شده از گرسنگى ، و غريو و گريه از مردم برخاست و همى گفتند وا محمداه [ 7 ] . در سال سيصد و هفده [ 8 ] : در محرم جملهء قايدان و ابو الهيجا و نازوك پيش مونس آمدند و پيغام دادند بمقتدر كه زنان سراى را كه فرمان دهند ، [ 9 ] سوى سراى ابن طاهر فرستد ، و مقتدر [ ايشان ] را اجابت نكرد ، پس با مونس بمصلى رفتند ، و مقتدر رقعهء نبشت ( 243 - ب ) به خط خويش و بپذيرفت كه مراد ايشان حاصل كند ، و رسالت نيكو [ بفرستاد ] و باز ساكن شدند ، و ديگر باره بسر آن زشتى باز شدند و چهاردهم محرم روز آدينه در سراى خلافت شدند ، و مقتدر را با خاله و مادرش بگرفتند ، و بسراى مونس آوردند ، و بر وى بخلع گواه گرفتند [ و ] محمد بن المعتضد را حاضر كردند و قاهر لقب دادند ، و بعضى گويند پسر معتز بود ، عبد الله [ 10 ] و بسيارى خانهاء مردم اندرين وقت غارت كردند ، روز يكشنبه باز فتنها برخاست و مناظره‌ها رفت ميان نازوك و ايشان [ 11 ] [ و نازوك را بكشتند ] و ابو الهيجا را سراى غارت كردند [ 12 ]

--> [ ( 1 ) ] از حمزه : ص 132 [ ( 2 ) ] اين خبر در كامل و تجارب نيست [ ( 3 ) ] از : حمزه . [ ( 4 ) ] اصل : نصر ، و قصر ابن هبيره نزديك بغداد بوده . ر ك : ياقوت ج 7 ص 112 [ ( 5 ) ] كذا حمزه . اصل : مشعل [ ( 6 ) ] ح : فاحرقوا ما كان فيه من الحسبانات ص 133 [ ( 7 ) ] اين خبر جز در تاريخ حمزه در تواريخ ديده نشد [ ( 8 ) ] ح : تسع عشر . كا : سبع عشر ، ج 8 ص 62 [ ( 9 ) ] ك : خدم و حرم كه اسراف ميكنند در مال و مداخله ميكنند در امور مملكت ، ص : 8 ص 63 - حمزه : امه و اختها و جميع النساء الاتى يأمرن و ينهين ص 133 [ ( 10 ) ] داستان ابن معتز در 296 رويداد و اين وقعه در 327 ( ك : 8 ص 62 - 64 ) [ ( 11 ) ] اصل : الشان ، حمزه و كا : پيادگان مصافيه [ ( 12 ) ] سراى خلافت را غارت كردند و ابو الهيجا را هم در آن سراى كشتند . ك : 8 ص 64 كذا حمزه .